|
welcome |
|
آراز مثلث برمودا . در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند. در حدود ساعت ۵/۱۰ شامگاه ۲۹ ژانویه ۱۹۴۸ هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به « استار تایگر» هنگامی که با ۲۶ مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد. با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد.
قبلا ***ین بار جنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادندم. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند. سپیده دم روز بعد، ۲۴۲ فروند هواپیما و ۱۸ فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند. هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادم کرده اند، می بایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادم پیدا می شد و از سوی دیگر هنگامی که ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما می توانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشک های بادی و جلیقه های نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت . هواپیمای « مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونه ای ساخته شده بود که می توانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد. پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه ای به دنیای دیگر گشوده می شود و این کشتی ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می شوند. موقعیت مثلث برمودا مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود. وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد. » مشاهدات و گزارشات در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع. این پیامها رفته رفته ضعیفتر و غیرقابل تشخیصتر شده و یا سریعا قطع شدهاند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است. در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شدهاند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایقهای ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کردهاند. در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. “خطری همانند یک خنجر هم اکنون … به سرعت میآید … ما نمیتوانیم فرار کنیم …” در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد. علل واقعه علل فرضی طبیعی توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمولترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از: جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها میشود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب میشود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست. دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرندههایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمدهاند، میتواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد. یکی از عجیبترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده میکردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها میگردد. ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرندهها » ابزار میدارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط میدهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد میکنند که دارای طرحی یونیزه شده است و میتواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار میکرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و میتواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی میدانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرندهها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند. به نظر میرسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانهها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبرهها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده میشده است. اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمیشود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمییابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه میدارد. * * و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما
نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 8:54 توسط الفا سلیمانی |
جوان وازاده که بودم تصوراتم هیچ محدودیتی نداشت ودر خیال خود می خواستم دنیا را تغییر دهم . فهمیده تر که شدم فهمیدم دنیا تغییر نمی کند بنا براین انتظارم رو کم و عوض کردن کشورم قناعت کردم .ولی کشورم هم نمی خواست تغییر کند. اخرین توانایی هایم را به کار گرفتم تا فقط خانواده ام را تغییر دهم ولی پناه بر خدا انها هم نمی خواستند عوض شوند . ناگهان دریافتم که:اگر فقط خود را تغییر می دادم خانواده ام هم تغییر میکرد وبا پشتگرمی انها میتوانستم کشورم را هم عوض کنم و چه کسی میداند شاید میتوانستم دنیا را هم تغییر دهم
تلاش برای فهم "سفر در زمان" برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است،وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند بحث سفر در زمان ريشه در قرون و اعصار دارد. اما در خصوص ايجاد زير بناي علمي يكي از جوان ترين موضوعات علمي است كه متاسفانه هنوز هيچ بضاعتي از نظر بنياد علوم طبيعي ندارد. اندك اشارات وزين علمي كه به اين موضوع شده هم عمدتا ريشه در تئوري نسبيت انشتين دارند و اينكه نسبيت در زمان چگونه است. مبحث طويلي مي طلبد تا درين مورد بحث كنيم. اما تنها اين موضوع حائض اهميت است كه سفر در زمان بر مبناي علوم غير طبيعي مانند فلسفه، بيشتر توجيه پذير است تا علوم طبيعي و فيزيك! در واقع بنياد تاريخي اين موضوع نيز ريشه در فلسفه دارد، نه در فيزيك! مقدمه سیاهچاله ماشینی برای سفر به زمان ریسمان های کیهانی ماشینی برای گذر به زمان سفر به زمان قبل
اگر ماشینی ایجاد کنیم که بتواند با سرعت بیش از 300000کیلومتر بر ثانیه حرکت کند این سرعت ماشینی باعث می شود ما به زمان عقب برگردیم ومقدار زمان به سرعت بستگی دارد یعنی هرچه سرعت بیشتر باشد ما به زمان عقب تری برمی گردیم فرض کنید دو ماشین در حال حرکتند بافاصله 100 کیلومتر همانطور که در قبل گفتیم اگر این ماشین (ماشین عقب ) با سرعت نور حرکت کند در زمان بدون صرف زمان به ماشین جلویی می رسد یعنی زمان می ایستد و دو نقطه(دو ماشین) بر هم منطبق می شوند یعنی اگر با سرعت نور حرکت کند هر فاصله ای را(نقطه دو) بدون نیاز به زمان می گذراند اما اگر ماشین اول از نقطه اول با سرعت بیش از نور به حرکت بیافتد بدون صرف زمان از ماشین دوم جلو می زند یعنی اگر با نوع حرکت ایست زمان زمان صفر بود در اینجا زمان به منفی می رسد مثلا به 2-ثانیه می رسد به معادله ی زیر توجه کنید 2- ثانیه + 50 ثانیه = 48 ثانیه یعنی اگر ما از ماشین دو جلو بزنیم زمان – می شود واگرمثلا ساعت 2:25 بوده و ما با سرعتی حدود 000002/300000 کیلومتر بر ثانیه مسافت را در 1- دقیقه بپیماییم و این زمان را با ساعت زمان حرکت جمع کنیم زمان به طی شده به عقب بر می گردد مثل نمونه زیر : 2:25+(1-)=2:24 و با محاسبات من اگر ما با سرعت 320000 کیلومتر بر ثانیه حرکت کنیم در هر ثانیه 10 سال به عقب برمی گردیم. و این امر ممکن است...
ماشين توقف زمان اگر ما ماشینی ایجاد کنیم (نه ماشین مکانیکی بلکه الکترونی)که مانند فیبر نوری با سرعت نور حرکت کند و ما در ان وارد شویم می توانیم ما هر مسیری را طی کنیم زمانی برآن صرف نمی شود یعنی زمان می ایستد به عبارت دیگر در سرعت KM/S300000 می توان در یک ثانیه 13 دور دور زمین چرخید بر اساس شکل زیر انسان می تواند از یک نقطه 0 KM تا یک نقطه 100 KM یا بیشتر را در زمان صفر برود
صفر ثانیه صفر ثانیه در صورتی که ما این مسافت را بپیماییم نقطه شروع منطبق بر نقطه پایان می شود و اگر 1000000 کیلو متر هم مسافت طی کنیم بر طبق این قانون هیچ زمانی طی نمی شود و با توجه به نظریه نسبیت انیشتن زمان می ایستد و با این روش دستگاهی باید باشد انسان را به نور تبدیل کند که درمورد ساختش بعدا می گویم و زمان را برای او نگه دارد...
بازی با ریاضیایت اول عدد تعداد روز هاي هفته كه به محل كار ( يا محل تحصيل ) مي رويد را روي يك تكه كاغذ بنويسيد. ( اگر در برخي روزها دو بار به محل كار مي رويد مي توانيد آن روز را 2 روز حساب كنيد ولي به هر حال عدد انتخابي نبايد بزرگتر از 10 باشد ).
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 18:8 توسط الفا سلیمانی |
زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست
نامه ای در دست من نام گیرنده : خدا با , مداد عاشقی با سلام ای با وفا ای خدا حالم ببین جایگاه تو کجاست؟ گر دلم مال تو بود حال دست نا خداست جایگاهت پس بگیر کین دلم ویرانه است خسته از میخانه ام مقصد من خانه است کعبه ات را باز کن روی این , رویش سیاه ای خدا رحمی بکن بر دل این بی پناه
آخر نامه چه شد ؟؟؟؟ اشک ازچشمم چکید پاره کردم نامه را !!! هیچ کس آن را نديد
دل گفت شيدا گشته ام از چشم ماه مست او گفتم که بر بند اين سخن راهي جداست راه او دل گفت دالان مي زنم گر کوه باشد پيش رو گفتم که کوه اري ولي فولاد تفتان است او دل گفت من اهنگرم در کوره ابش مي کنم گفتم که زنجيرت کنم گر قصد سازي سوي او دل گفت از انت کنم گر چشم را وامم دهي گفتم که چشم زود تر بنشست در اشعار او دل گفت دستانت بده تا بركشم بر گونه اش گفتم كه دستم نيز گم گشته در چشمان او دل گفت پاهايت بده تا گام بردارم تو را گفتم کزان تو پيشتر پايم برفت در راه او دل گفت پس گوشت بده تا نغمه اش را بشنو گفتم کهنيست اندر جز نغمه اي از ناي او دل گفت لعلي داردش لب را بده تا کامت دهم گفتم که لب هاي شد وقت ثناي نام او دل گفت اي سودازده پر مي کشم از سينه ات گفتم خدا را پس مرو منشين بر روي بام او خنديد گفتا دل به من اي مفلس بي قلب تن خود زود تر رفتي زمن من هم روم دنبال او
روزهاي روشن بهاري و گلباران طبيعت ،بيعت مجددي است ميان جان وجهان .آمدن نوروزدر پرتو انوار لايزال خورشيد الهي روح تازه اي در کالبد مردمان خواهد دميد،روز تازه اي براي عشق ،اميد ورستگاري در نوروز ۸۷اين عشق واميد و رستگاري توشه راهتان باد بهکام وسربلند باشيد. مديريت ميعادگاه:الفا سليماني
صدای تلخ ِ شکایت , دوباره در گوشم به جرم ِ مرگ نجابت , سیاه می پوشم همیشه گرگم و با یک نقاب ِ چوپانی ز ِ سینه های صداقت, دروغ می دوشم خلاف ِ حُرمت ِ مجنون ,همیشه با لیلا از اشتهای2 لیوان , شراب می نوشم خدای مهر و عدالت , کجای دنیایی ؟ تمام ِ بار ِ حوادث , نشسته بر دوشم نفس رسیده به آخر , که مرگ می گوید : بزن به سیم ِ نبودن , بیا به آغوشم
دقیقه از حرکت سیر می شود ، روزی زمین ِ پیر ، زمین گیر می شود ، / روزی _ _ کسی که جان ِ تو را می گرفت ، می میرد و در میان ِ جماعت ، قرار می گیرد دوباره یخ زده ها! در اجاق می افتند تمام ِ حادثه ها ، اتفاق می افتند ستاره های تنوری سیاه ، می چرخند تمامی کُره ها ، اشتباه می چرخند برای خواب ِ تو گهواره ، گور خواهد شد به جز بلا ، همه چیز از تو دور خواهد شد
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 10:25 توسط الفا سلیمانی |
حالم بد نيست غم کم می خورم کم که نه! هر روز کم کم می خورم آب می خواهم، سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند خود نمی دانم کجا رفتم به خواب از چه بيدارم نکردی؟ آفتاب خنجری بر قلب بيمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند دشنه ای نامرد بر پشتم نشست ازغم نامردمی پشتم شکست سنگ را بستند و سگ آزاد شد يک شبه بيداد آمد داد شد عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام تيشه زد بر ريشه ی انديشه ام عشق اگر اينست مرتد می شوم خوب اگر اينست من بد می شوم بس کن ای دل نابسامانی بس است کافرم! ديگر مسلمانی بس است در ميان خلق سر در گم شدم عاقبت آلوده ی مردم شدم بعد از اين بابی کسی خو می کنم هر چه در دل داشتم رو می کنم نيستم از مردم خنجر بدست بت پرستم، بت پرستم، بت پرست بت پرستم،بت پرستی کار ماست چشم مستی تحفه ی بازار ماست درد می بارد چو لب تر می کنم طالعم شوم است باور می کنم من که با دريا تلاطم کرده ام راه دريا را چرا گم کرده ام؟؟؟ قفل غم بر درب سلولم مزن من خودم خوشباورم گولم مزن !!من نمی گويم که خاموشم مکن من نمی گويم فراموشم مکن من نمي گويم که با من يار باش من نمی گويم مرا غم خوار باش من نمی گويم،دگر گفتن بس است گفتن اما هيچ نشنفتن بس است روزگارت باد شيرين! شاد باش دست کم يک شب تو هم فرهاد باش آه! در شهر شما ياری نبود قصه هايم را خريداری نبود وای! رسم شهرتان بيداد بود شهرتان از خون ما آباد بود از درو ديوارتان خون می چکد خون من،فرهاد،مجنون می چکد خسته ام از قصه های شوم تان خسته از همدردی مسموم تان اينهمه خنجر دل کس خون نشد اين همه ليلی،کسی مجنون نشد آسمان خالی شد از فريادتان بيستون در حسرت فرهادتان کوه کندن گر نباشد پيشه ام بويی از فرهاد دارد تيشه ام عشق از من دورو پايم لنگ بود قيمتش بسيار و دستم تنگ بود گر نرفتم هر دو پايم خسته بود تيشه گر افتاد دستم بسته بود هيچ کس دست مرا وا کرد؟ نه فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه !!هيچ کس از حال ما پرسيد؟ نه هيچ کس اندوه مارا ديد؟ نه هيچ کس اشکی برای ما نريخت هر که با ما بود از ما می گريخت چند روزی هست حالم ديدنیست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روی زمين زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت :ما زياران چشم ياری داشتيم خود غلط بود آنچه می پنداشتيم
بر مزارم گریه کن اشکات مرا جان می دهد ناله هایت بوی عشقو بوی باران می دهد
دست بر قبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا دستهایت درد هایم را تسلا می دهد
بامن در مانده و شیدا سخن را تازه کن حرفهایت طعم شیرین بهاران می دهد
وقت رفتن لحظهای برگردو قبرم را ببین این نگاه اخرت امید ماندن می دهد
رفتی چشمم به دنبال قدمهایت گریست زخم های مردهام را رفتنت جان می دهد
نیست از من قدرت بوسیدن چشم های تو باد میبوسد قلب ایمان می دهد
نشنو از نــــی نــــی نوای بی نواست بشـــنو از دل خانه امـــن خداست نی چو سوزد خاک و خاکستر شود
دل چو سوزد خانــــه ها ويران شود
ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم با وجودیکه به حکم تو دلم زخمی شد شاکی از آنکه مرا دوست نداری نشدم ابر را چوب همین سادگی اش ویران کرد منکه ویرانتر از آن ابر بهاری نشدم ای خدا غصه نخور باز همین می مانم من زمین خورده این ضربه کاری نشدم هرکسی خواست تو رااز من جدا سازد دید هر چه کردی تو به من از تو فراری نشدم
او که مي رفت همين رفتن او دارم زد خنجر از پشت نزد دشمن من يارم زد هوس آمدنش عين پريشاني بود گره کور به صد رشته ي افکارم زد سرو من بيد شد و باد به پايم لرزيد عشق او آه چه زخمي به تن زارم زد او که مي رفت ندانست که با رفتن خود تيشه بر ريشه ي آن بي بر و بي بارم زد چشم هايش که به هر گريه ي من مي خنديد نقش گنگي ست که بر نقشه ي ديوارم زد رفت و هرگز نتوانست ملامت بکند عشق پنهان مني را که جنون جارم زد با همان دست که در دست من آرام گرفت برد آرام من آن دوست که خود دارم زد
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 8:49 توسط الفا سلیمانی |
به نام تولد که اغازیست برای بودن وبودن فقط ماندن نیست بلکه ماندگار شدن است
همزمان با ۲۰تیرماه میعدگاه الفا رسم فعالیت خودش را شروع خواهد کرد امید وار هستم در ایامی که در خدمت شما خواهم بود دوستان خوبی برای یکدیگر باشیم با ارزوی ایامی خوش برای شما دوستان گرامی مدیریت دهکده الفا سلیمانی
وفای شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستری در دامن پروانه میریزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است ای بس که غم و شادی پس پرده نهان است دردا و دریغا که در این بازی خونین بازیچه ی ایام دل آدمیان است
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 19:56 توسط الفا سلیمانی |
|
درباره وبلاگ
من در یاهو آرشيو موضوعات وبلاگ
لينك دوستان لينك هاي روزانه |